دوشنبه, 14 بهمن 1398 ساعت 09:03
کد خبر: 66932

برنامه ریزی از حرف تا عمل

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

یکی از مهمترین مهارت هایی که در هدف گذاری و رسیدن به آن نقش کلیدی دارد برنامه ریزی است. در واقع توانایی برنامه ریزی و اجرای آن تا رسیدن به هدف باید در راس همه توانایی‌ها قرار گیرد.

به طور کلی مهارت برنامه ریزی باعث می شود در وقت، انرژی و هزینه ها صرفه جویی شود و از ابهام، سردرگمی، رفتن به مسیرهای اشتباه که نتیجه آن می تواند هزاران ساعت تلاش بیهوده و میلیاردها تومان ضرر باشد، جلوگیری کند.
همینطور با برنامه ریزی می توان نسبت به اولویت بندی مشکلات اقدامات لازم را به عمل آورد.
با این اوصاف باید آنچه را در سیستم مدیریت کلان کشور به خصوص سازمان مدیریت و برنامه و بودجه کشور در حال انجام است، قضاوت عادلانه کنیم و چنانچه نتیجه ارزیابی صورت گرفته با اهداف مورد شناسایی همخوانی نداشته باشد، نسبت به اصلاح آن اقدامات موثری را اتخاذ کنیم.
اجازه بدهید برای این ارزیابی، مختصرا نگاهی به سند توسعه یا همان برنامه توسعه بیندازیم و ببینیم در این سند چه چالش‌هایی پیش روی کشور قرار دارد و آنگاه اقدامات سازمان برنامه و بودجه را به عنوان متولی امر برای ساماندهی آنها در نظر بگیریم.
در قانون برنامه ششم سه چالش اساسی به عنوان بحران‌هایی که می تواند آینده کشور را با خطر مواجه کند، بدان اشاره شده است.
بحران آب، بحران محیط زیست و بحران صندوق‌های بازنشستگی سه ابرچالش مهم برای آینده کشور است که تشخیص آن به درستی در قانون برنامه گنجانده شده اما راهکارهای رفع این بحران هیچگاه بصورت مدون از سوی دستگاه اجرایی برای مردم عنوان نشده است.
البته بحران‌ آب و محیط زیست به دلیل دربرگیری و ملموس بودن و ارتباط بیشتر آن با زندگی مردم نسبت به بحران صندوق‌های بازنشستگی در اولویت بیشتری قرار دارد، اما نمی توان نسبت به بحران سوم بی اهمیت بود و یا زمان وقوع آن را خیلی دور متصور باشیم.
درخصوص بحران سوم یا همان بحران صندوق های بازنشستگی همین بس که بدانیم هم اکنون دولت نسبت به پرداخت مستمری بازنشستگان از طریق صندوق‌های دولتی نظیر تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی و همچنین مقوله درمان مستمری بگیران با مشکلات عدیده‌ای مواجه است چه برسد به یک دهه آینده که هرم جمعیتی کشور بیانگر رشد فزاینده جمعیت سالخورده و پا به سن گذاشته است.
جالب اینکه برای حل این بحران نه تنها افق و چشم انداز روشنی وجود ندارد بلکه در حال اتخاذ سیاست‌هایی هستیم که به نوعی خود بحران زا هستند و زمان وقوع آن را تسریع می کند.
در حالیکه دولت خود نسبت به وجود مشکلات عدیده در صندوق های بازنشستگی اذعان دارد، در پی ادغام صندوق های خصوصی با عملکرد موفق در دو صندوق ناکارآمد دولتی است.
در واقع نسخه ای که دولت برای رفع بحران صندوق های بازنشستگی پیچیده همه گیر کردن و توزیع بحران در بین تمام مستمری بگیران است. دستگاه اجرایی و سازمان برنامه نیز همانند مقوله محیط زیست و بحران آب که هیچ برنامه مشخصی ندارند و چشم انتظار نزولات جوی هستند تا به نوعی مشکلات محیط زیست مدیریت شوند!
در مقوله صندوق های بازنشستگی نیز هیچ راهکار مشخصی برای حل بحران فرارو ندارند و تنها به امید دوربودن زمان وقوع آن به نظاره نشسته‌اند.
متاسفانه بی برنامگی و روزمرگی در اقدامات متولیان برنامه‌ریزی کشور موج می‌زند و توقع برنامه ریزی از این سیستم بیشتر شبیه سراب است.
چطور ممکن است سازمانی که تمام هم و غم خود را به پرداخت یارانه و کمک معیشتی ماه آینده گذاشته، بتواند در خصوص رفع چالش‌های آینده کشور برنامه‌ریزی صحیحی داشته باشد.
شاید بهتر باشد یک سازمانی که سازمان مدیریت کشور را مدیریت می‌کند تشکیل شود که حداقل نسبت به اولویت‌ها و رفع چالش‌های پیش روی کشور برنامه‌ریزی صحیحی داشته باشد و آن را دستور کار مجریان قرار دهد.

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1399