شنبه, 09 شهریور 1398 ساعت 10:40
کد خبر: 60957

اوج تقبیح و مذموم شمردن سگ کشی در فرهنگ ایران باستان

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

زمانی در فرهنگ ایرانی اوج تقبیح و مذمت افراد در زندگی اجتماعی، استفاده از این عبارت بود: «مگر سگ کشته اند»؟

 دست به دست شدن فیلم کشتن سگ های ولگرد در کهریزک در روزهای اخیر، حواشی متعد و حتی اعتراضاتی را برانگیخت. بر خلاف مواردی که بعضا باعث دو جناحی شدن افراد و حمایت و عدم حمایت دو گروه از یک جریان می شوند، در مورد اخیر عمدتا همه این اقدام را محکوم کرده و از مسوولین تقاضا۸ی ورود جدی به چنین داستانی را داشتند.
تقاضایی که بی پاسخ نماند و ورود رئیس پلیس پایخت به داستان را به همراه داشت؛ سردار حسین رحیمی در واکنش به این جریان ضمن اعلام اقدام فوری پلیس برای دستگیر کردن فردی که افکار عمومی را جریحه دار کرده بود، بیان داشت: حفاظت و مراقبت از حیوانات جزو مواردی است که در دستور کار نیروی انتظامی قرار دارد و اگر بنا باشد کسی آزاری به حیوانات برساند، حتما با این موارد برخورد خواهیم کرد. رحیمی در نهایت از شهروندان خواست که هر گونه اطلاع از موارد حیوان آزاری را نیز به پلیس اطلاع دهند.
برخی منتقدین این مساله را موضوعی فراتر و جدی تر از کشتن چند سگ ولگرد اعلام کرده و آن را هشداری برای سلامت روانی و اجتماعی جامعه می پندارند. این عده با اشاره به شرایطی که هر روز آماری مبنی بر افزایش خشونت ایرانیان اعلام می شود، لزوم چاره اندیشی برای مواجه با این موضوع را بسیار حیاتی می دانند.
مگر سگ کشته اند؟
دکتر «علیرضا شریفی یزدی» جامعه شناس و هیأت علمی پژوهشکده خانواده ضمن تاکید بر سابقه و پیشینه مثبت ایرانیان در زندگی مسالمت آمیز با حیوانات، بیان داشت: جامعه ما به صورت سنتی جامعه ای بوده که رابطه خوبی با حیوانات داشته است؛ یعنی اگر برگردیم و نگاه کنیم نسل های قدیمی تر ما به طور کلی همزیستی و سابقه خوب و درخشانی با طبیعت به صورت کلی و گیاه و جنگل و حیوانات و ... داشته اند.
وی افزود: اگر به اصطلاحات گذشته دقت کنید، مصادیق این سابقه خوب را می توانید ببینید. مثلا وقتی یک نفر می خواسته است تا به گناه بزرگی اشاره کند، می گفتند «مگر سگ کشته اند؟»
یعنی انگار در آن فرهنگ سگ کشی یکی از گناهان کبیره محسوب می شده است؛ و البته دلیل هم داشته است و آن این بوده که سگ در فرهنگ اصیل ایرانی نشانه دلیری و دلاوری و وفاداری بوده است؛ کلمه سگ با کلمه سکستان، سقز، سکاها و سیستان امروز هم ریشه است و همه اینها به معنی شجاعت و دلیری و امثالهم هستند؛ در نتیجه ما به صورت سنتی و قدیمی این موضوع را در فرهنگ خود داشته ایم که با حیوانات از جمله با سگ میانه خوب و همزیستی ای مسالمت آمیز داشته ایم. سگ در گذشته نگهبان گله بوده و همیشه حیوانات با مردم ما زندگی می کرده اند؛ و آموزه های دینی ما هم در اسلام آزار و اذیت حیوانات را نهی کرده و چنین اجازه ای را به مسلمانان نمی دهد؛ اما در تبیین این مساله که چه اتفاقی در کشور افتاده است که به این شرایط رسیده ایم، باید چند نکته را در نظر داشت.

میدانی برای تسویه حساب

این استاد دانشگاه تصریح کرد: نکته اول این است که مشخصا در مورد سگ، مانند بسیاری از چیزهای دیگر طی سال های اخیر، آمده ایم و این مساله را ایدئولوژیک کرده ایم؛ یعنی گروهی از افراد در سطح جامعه بنابر سبک زندگی که از غرب گرفته اند و سبک زندگی ای شخصی که برای خودشان انتخاب کرده اند، در منزلشان سگ نگهداری و به آن رسیدگی می کنند، و امثالهم؛ از این طرف ماجرا افرادی فکر می کنند که این رفتار نوعی دهن کجی به قانون و مقررات و تفکر و اندیشه و عقایدشان محسوب می شود و هر روز قوانین را سخت تر کرده اند که مثلا سگ را بیرون نیاورید و... و مانند جریان حجاب این موضوع هم به ابزاری برای تقابل بین دو گروه اجتماعی که در ایران داریم، بدل شده است؛ گروهی که معتقد به فضای موجود هستند و گروهی که خیلی با فضای موجود همراه نیستند و رضایتی از این وضعیت ندارند.
به نظر می رسد بخشی از این جریان سگ کشی ها نه به عنوان مسائل بهداشتی که از قدیم رسم بود که نهادهایی مانند بلدیه و شهرداری و... سگ های ولگرد را می کشتند بلکه بیشتر برای نوعی ابراز تقابل با گروه مقابل صورت می گیرد؛ ضمن این که تظاهراتی که علیه این موضوع صورت می گیرد هم الزاما برای حمایت از حیوانات نیست و بهانه ای است برای داستان دیگر. نمی خواهم بگویم همه این گونه هستند ولی بخشی این گونه هستند.
وی افزود: واقعیت امر این است که چند سالی است میزان خشونت در کشور ما در ابعاد مختلف فردی، خانوادگی، شهری و اجتماعی بالا رفته؛ یعنی ورودی پرونده های قوه قضاییه نشان دهنده این موضوع است که خشونت در سطح جامعه بالاتر رفته است؛ از آن طرف رسانه های نوپدیدی مانند شبکه های اجتماعی و... این خشونت را عریان تر و مرئی تر ساخته اند؛ یعنی همه در جریان قرار می گیرند که مثلا در فلان جا خشونت صورت گرفته است. همه اینها باعث ایجاد نوعی از فضای التهاب آور می شوند و نشان دادنِ خشونت، بازتولید خشونت را به همراه دارد؛ یعنی باعث می شود که دوباره میزان خشونت افزایش پیدا کند و یکی از نشانه های این خشونت اضافی به حیوان آزاری برمی گردد.
سگ

لزوم آموزش در کودکی

شریفی یزدی تصریح کرد: از نظر روانشناسی حیوان آزاری نوعی اختلال است؛ یک سری اختلالات روانی وجود دارد که افراد حیوان را زنده زنده در آتش می اندازند یا به دم ماشین می بندند و با سرعت حرکت می کنند و آن حیوان مجبور می شود بدود و اینها از این گونه رفتارها لذت می برند. در نتیجه این موضوع یک بیماری روانی فردی است اما وقتی تعداد آن از حدی تجاوز کند به مساله ای جامعه شناختی بدل می شود.
این جامعه شناس در پاسخ به این سوال که آیا این موضوع ربطی به آموزش در کودکی دارد یا خیر؛ چنانچه در زندگی غربی این موضوع رابطه با حیوانات و عدم ترس و آزار و اذیت در مواجهه با آنان از کودکی به افراد آموزش داده می شود خاطر نشان کرد: در باب تحلیل اجتماعی افزایش حیوان آزاری باید افزود که در نسل جدید هیچ آموزشی نداریم به دلیل این که ارتباط زیادی با طبیعت وجود ندارد؛ ما در آپارتمان های دربسته هستیم، بچه ها سوار ماشین می شوند و به مدرسه و مهدکودک می روند در نتیجه خیلی با طبیعت عجین نیستیم و چون امکان ارتباط مستقیم با حیوانات و گیاهان وجود ندارد، بچه های ما در حالی بزرگ می شوند که بلد نیستند که چگونه با حیوان و گیاه و محیط زیست اطرافشان برخود مناسب و صحیحی داشته باشند. غربی ها از کودکی حیوانات را در اختیار بچه ها قرار می دهند و قبل از آن گیاه را در اختیارشان قرار می دهند تا به این شکل هم ارتباط با طبیعت و هم مسوولیت پذیری را به بچه ها یاد بدهند.
مثلا یک گلدان به بچه می دهند و می گویند مسوول رسیدگی اش تو هستی و بچه مجبور است خودش به آن رسیدگی کند و آب و نور به آن بدهد و همینطور مسوولیت حیوانات را به بچه ها می دهند تا در مسیر رشد و تکامل یاد بگیرند با حیوانات چگونه برخورد کنند؛ ما در فرهنگ جدیدمان این را نداریم و برای این که این را درست کنیم اگر در خانه امکان آن نیست حتما باید مراکزی را تعبیه کنیم مانند باغ وحش ها (که البته آنها هم امروز وضعیت اسفباری در جامعه دارند) و بچه ها را مرتب به شکل اردویی و خانوادگی ببریم تا اینها بتوانند به این شکل نوعی از آشتی را با طبیعت برقرار کنند.
وی افزود: مساله دیگر خلا قانونی است که متاسفانه حیوان آزاری قانون مشخص و روشنی برایش تعریف نشده بوده است و اخیرا ظاهرا نیروی انتظامی اعلام کرده است که حتما برخورد محکمی خواهند کرد.

منبع: ایرنا

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395