سه شنبه, 05 شهریور 1398 ساعت 08:21
کد خبر: 60770

خروج کارگران مهاجر و بحران فرهنگ کار

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

علی پاکزاد

سالهاست عنوان می شود که با خروج کارگران مهاجر از کشور مشکل بیکاری مرتفع می شود، اما به نظر می رسد این اتفاق به مدد کاهش ارزش پول ملی و ثبات نسبی در کشور همسایه در حال وقوع است؛ ولی در مقابل نه تنها مشکل بیکاری مرتفع نشده بلکه بحران دامنگیر پیمانکاران و کارفرمایانی شده که دیگر کارگری برای تصدی مشاغلی که پیش از این به مهاجرین سپرده بودند، پیدا نمی کنند.

جمله منعکس شده در لید گزارش خبرگزاری ایسنا در این رابطه رسا بود: کارگران ایرانی حاضر به انجام مشاغلی نیستند که پیش از این مهاجرین عهده دارش بودند.
البته دلایل فراوانی می توان برای این عدم تمایل برشمرد از دستمزد پایینی که مهاجرین با آن حاضر به انجام مشاغل سنگین کشاورزی و ساختمانی گرفته تا نوع نگاه کارگران ایرانی به این نوع مشاغل که آنرا دون شأن خود می دانند و بسیاری از مسائل دیگر.
اما فارغ از دلایل این رخداد می توان پیش بینی کرد به زودی شاهد افزایش شدید قیمت تمام شده در بخش هایی خواهیم بود که کارگران مهاجر آنرا ترک کرده اند و به دنبال آن تشدید بحران بیکاری را شاهد خواهیم بود.
داخل پرانتز خوب است باز هم یاد آوری کنیم،  این اتفاق یعنی تشدید بحران بیکاری در شرایطی رخ می دهد که تمامی مدافعین خروج کارگران مهاجر عنوان می کردند که باید این کارگران را از کشور اخراج کنیم تا مشکل بیکاری بر طرف شود!
حال ریشه این مشکل را در کجا باید یافت؟ به نظر من آنچه در این سالها در ایران به شدت مورد بی توجهی قرار گرفته است، فرهنگ کار است. در جامعه ای که رانت ها ایجاد انشقاق طبقاتی شده و کسب درآمد هیچ ارتباط مستقیمی با میزان تلاش افراد ندارد؛ در عمل تیشه به ریشه فرهنگ کار خورده است.
نتیجه ساده و منطقی این روند در خاطره ای است که دوستی در مورد کودکان کار نقل می کرد. این دوست می گفت یکی از نهادهای متولی در دوره ای تعدادی از کودکان کار را از سر چهار راه ها گردآوری و برایشان دوره آموزشی فنی و حرفه ای برگزار کرد اما تعداد زیادی از این کودکان بعد ازمدتی محل کارشان را ترک و دوباره راهی سرچهارراه ها شده بودند.
در وهله نخست این به نظر می رسد که پول آسان کسب شده در سر چهارراه ها این کودکان را از انجام یک فعالیت مفید باز داشته است ولی اگر عمیق تر به موضوع نگاه کنیم، متوجه می شویم آنچه این انتخاب را آسان می کند نبود فرهنگ کار و بی توجهی کامل به شأن و جایگاه مشاغل در جامعه امروز ما است. یعنی همان نقطه ای که باعث می شود تنها معیار انتخابش بین کار مولد و تکدی گری میزان درآمدش قرار گیرد.
در چنین شرایطی به طور حتم همین کودک در سنین بزرگسالی حاضر نیست به مشاغل سختی تن بدهد که پیش از این توسط مهاجرین انجام می  شده است.
حال در نظر بگیرید ساختارهای بیمه و مالیات نیز در کشوری که به شدت در بحران بیکاری فرو می رود، هیچ مشوق واقعی و ملموسی برای کارفرمایان جهت به کار گیری نیروی کار بیشتر در نظر نمی گیرند. یعنی از نظر سیاستگذاران نیز تصوری از فرهنگ کار و کارآفرینی نداشته و هرکجا صحبت از کار و اشتغال می شود بلافاصله یا شعار می دهند یا در بهترین حالت به پول درمانی و وعده پرداخت تسهیلات می پردازند در حالی که درد را باید در جای دیگری درمان کنند.
در همین سالهایی که بارها عنوان شد چرا کارفرمایان مشاغل را در اختیار مهاجرین قرار می دهند هیچ اقدام عملی برای کاهش هزینه ایجاد اشتغال به عمل نیامد، هیچ یک از ارگانها حاضر نشدند برای کارگاهی که تعداد کارگران خود را از افزایش داده به طور مثال معافیت مالیاتی و یا کاهش ضرائب حق بیمه، یا حذف عوارض شهری و ... را قائل شوند. در عوض در بهترین حالت، دولت پرداخت حق بیمه تعدادی از اشتغال های جدید را عهده دار می شد که البته این یارانه نیز به دلیل بار مالی برای دولت به سال نکشیده حذف می گردید. اینهمه خود گویای این نکته است که در کشور ما نه برای شغل مولد شخصیت قائل هستیم و نه سیاست گذاران فهمی از فرهنگ کار و کار آفرینی دارند.

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395