یکشنبه, 10 آذر 1398 ساعت 08:53
کد خبر: 64581

رسم دولت کشی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

علی پاکزاد

جایگاه دولت در ایران مدرن همیشه مخدوش شده، زیرا نهادهای قدرت در تقابل با یکدیگر همواره نهاد دولت را محل زد و خورد قرارداده اند، بی توجه به این نکته که تضعیف نهاد دولت به معنی آسیب به منافع ملی است.

نهاد دولت در ساختاری آشفته از تناقضات داخلی و تضادهای خارجی و در بستر تاریخی به ارث رسیده از استبداد سلطنتی حجم بسیار عظیمی دارد به گونه ای که تناسبی با مفهوم جمهوریت ندارد؛ زیرا بر خلاف ساختارهای استبدادی در یک نظام جمهوری شاکله دولت نباید به گونه ای شکل بگیرد که در تمامی شئون زندگی عادی مردم دخیل شود که در غیر این صورت به جای یک نظام جمهوری با هدف حکومت مردم بر مردم، به ساختاری می رسیم که در آن بروکراسی آلوده به تمامی مضرات قدرت متمرکز بر ساختارهای اجرایی سیطره می یابد. این اتفاق در کشورهایی فاقد دیگر ساختارهای مدرن توازن قدرت هستند شاکله دولت به نارکارآمدی اجباری سوق می یابد.
حال در این آشفته بازار جناح های سیاسی که بر خلاف ساختار استبدادی نیازمند رای مردم برای در دست گرفتن سکان دولت به عنوان ابزار اعمال قدرت هستند، به ناچار در یک ماراتن ناگزیر مجبور به انتقاد از دولتی هستند که به دلایل بالا ناکارآمد است و ناراضی تراش بنابراین هر که بتواند بیشتر و تند تر از دولت ناکارمد انتقاد کند می تواند در جلب نظر عامه موفق تر عمل کند.
اما آنچه ماجرا را به یک کمدی تلخ بدل می کند اینجاست که بعد از برگزاری انتخابات تنها تغییر جدی، جابجایی نقاد و مورد نقد است. ولی در عملکردها هیچ تغییری حاصل نمی شود و هیچ چیزی عاید افکار عمومی و مردم نخواهد شد و تنها یک مدار بسته انتقال دولت بین جناحهای صاحب قدرت را شاهد هستیم.
اما در این مدار بسته که من آنرا به رسم دولت کشی تعبیر می کنم بسیاری چیزها از دست می رود از جمله سرمایه اجتماعی، از جمله بهره وری، از جمله انگیزه های تحول و بسیاری دیگر که در برآیند خود از نهاد دولت تنه ای توخالی برجا می گذارند. تنه ای تنومند اما تو خالی و شکننده که هر لحظه احتمال در هم فرو ریختن آن وجود خواهد داشت.
این دولت عظیم ولی از میان تهی به راحتی به مامنی برای مولدین فساد به خصوص مفسدین اقتصادی تبدیل و بعد از مدتی از یک بیمار به یک ناقل تغییر ماهیت می دهد و  به جای تسهیل روندهای پیشرفت در عمل به سدی مقابل تحول و توسعه بدل می شود.
در این شرایط هیچ اراده ای در درون دولت نمی تواند جهت اصلاح دولت گام بردارد زیرا دولت از یک نهاد حاکمیتی بدل به یک نهاد ضعیف شده که در نمایشی تکراری هر بار روی صحنه ای که جناح های سیاسی بازیگر آن هستند، باید قربانی شود و همانطور که پیش تر اشاره شد در این تکرار نه انگیزه درونی و نه اراده بیرونی برای تغییر وجود ندارد.
البته می توان با تأسی از مشی رهبری که همواره و در هر برهه ای از نهاد دولت حمایت کرده است، از دام این سنت و تبعات آن رهید. ولی اگر این تأسی در عمل ( و نه تنها در کلام ) اتفاق نیفتد و تلنگرهای اخیر تمامی جناح های سیاسی داخل و خارج گردونه را به خود نیاورد، بحران های بعدی پیش روی دولت و جمهوریت نظام اسلامی بسیار صعب تر خواهند بود.
 
 

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395